بهار سال ۱۳۸۹ بود که به شکلی شگفتانگیز با کتاب و فیلم «راز» (Secret) آشنا شدم؛ آشناییای که مسیر زندگی مرا وارد مرحلهای کاملاً جدید کرد.
مرحلهای سرشار از مطالعه، تجربه، رشد آگاهی و کشف لایههای عمیقتری از هستی.
پس از آن، مطالعه دهها کتاب ایرانی و خارجی در حوزه موفقیت، قوانین جهان هستی، ذهن، خودشناسی و آگاهی را آغاز کردم. در سمینارها، دورهها و کارگاههای مختلف شرکت کردم و هر روز بیش از پیش به شناخت خود و رازهای زندگی نزدیکتر شدم.
تنها یک سال بعد، احساس میکردم به نسخهای جسورتر، آگاهتر و قدرتمندتر از خودم تبدیل شدهام.
شور و اشتیاق یادگیری در وجودم چنان شعلهور شده بود که بسیاری از شبها خواب را با مطالعه جایگزین میکردم. تلاش میکردم قوانین الهی جهان را بهتر درک کنم، نعمتهایم را ببینم، افکار محدودکننده را رها سازم و با پرورش باورهای سازنده، تصمیمهای بزرگی برای زندگیام بگیرم.
آموختههایم را تنها در حد مطالعه نگه نداشتم؛ آنها را زندگی کردم.
برای تغییر مدار زندگیام، درمان زخمهای درونی، رشد روحی و ارتقای آگاهی خود گام برداشتم و جهان نیز پاسخ این تغییرات را با گشودن درهای فراوانی به رویم داد.
در طول ۹ سال فعالیت حرفهای در شهر خودم، از طریق مشاورههای فردی، کوچینگ، آموزشهای گروهی، کارگاهها و سخنرانیهای مختلف تلاش کردم موجی از حال خوب، امید، آرامش و آگاهی را گسترش دهم.
در این مسیر، با وجود فراز و نشیبها و چالشهای فراوان، هر روز پختهتر، قویتر و آگاهتر شدم.
یکی از ارزشمندترین نعمتهای این سالها، همراهی انسانهای فرهیخته و ارزشمند شهرم بود. افرادی که امروز بسیاری از آنها خود در مسیر آموزش، آگاهی و توسعه فردی فعالیت میکنند و برخی به عنوان مدرس و ناشر شناخته میشوند.
برای تکتک آنها آرزوی خیر و برکت دارم و معتقدم این موج آگاهی باید همچنان گسترش یابد.
پس از مهاجرت به تهران، مسیر رسالتم شفافتر از همیشه شد.
یک سال آموزش تخصصی، مرا به دنیای هیپنوتراپی حرفهای وارد کرد و آموزشهای عمیق خودشناسی و شناخت حقیقت درون، دریچههای تازهای از آگاهی را به رویم گشود.
پس از آن، با دریافت دستگاه لوتوس و ورود به حوزه فرکانسدرمانی، فصل جدیدی در زندگی حرفهای من آغاز شد. در این مسیر توانستم در زمینه تنظیم فرکانس افراد برای ترمیم و ارتقای ابعاد مالی، عاطفی و معنوی زندگی آنها فعالیت کنم.
همچنین به صورت تخصصی در حوزه تکنیکهای شفابخش EFT و TFT به درمان ضربات روحی و آزادسازی احساسات سرکوبشده پرداختم.
اما در اعماق وجودم، همواره یک خواسته بزرگ وجود داشت...
اینکه آموزشهای ارزشمند مربوط به آگاهی، قوانین الهی، قدرت ذهن، تفکر مثبت، نوشتاردرمانی و رشد فردی را از جلسات محدود حضوری فراتر ببرم و آن را به انسانهای بیشتری در سراسر جهان برسانم.
و امروز اینجا هستم...
تا حاصل بیش از ۱۵ سال مطالعه، تجربه، شهود، آموزش، آزمونوخطا، رشد فردی و همراهی هزاران انسان موفق و شاد را با عشق در اختیار تو قرار دهم.
مهارتی که در طول سالیان شکل گرفته و شاید نتوان آن را بهطور کامل در هیچ کتاب یا دورهای پیدا کرد.
رسالت من هدایت انسانها از تاریکی ذهن به سوی نور آگاهی است.
رسالتی که قلباً باور دارم مرزهای جغرافیایی را پشت سر خواهد گذاشت و روزی جهانی خواهد شد.
ایمان دارم در جایی از این جهان، انسانهایی منتظر شنیدن همین کلمات، همین نگرش و همین آگاهی هستند.
این مسیر را خداوند برایم روشن کرده است و انسانهای آگاهش را یکی پس از دیگری در مسیرم قرار داده است.
من به تنهایی هیچ نیستم؛ این دستان خداوند است که قدم به قدم مرا هدایت میکند و در مسیر رسالتم پیش میبرد.
و اکنون...
اگر تو اینجا هستی، باور دارم حضورت اتفاقی نیست.
شاید الهام درونت، شهود قلبت یا ندایی که از اعماق وجودت شنیدهای، تو را به اینجا رسانده باشد.
و من با تمام وجود باور دارم اگر گامهای بعدی زندگیات را با آگاهی، آموزش و همراهی درست برداری، معجزههای زیبایی را تجربه خواهی کرد؛ معجزههایی از جنس آرامش، سلامتی، عشق، فراوانی و رشد.
هر آنچه آموختهام، تجربه کردهام و هزاران شاگرد و همراه من در زندگی خود لمس کردهاند، با عشق و تعهد در اختیار تو قرار خواهم داد.
از اینکه در این مسیر همراه من هستی، عمیقاً سپاسگزارم.
✨ با عشق و احترام
گلپری چوپانی
بنیانگذار آکادمی هورآسا
۱۴۰۵